ضیا قاری‌زاده و آغاز ترانه سُرایى

فرزاد فرنود؛ پژوهشگر موسیقی

چکیده:

این شعر و آهنگ در موسیقی کشور ما‌ آغاز موسیقی نوین است، اگر همین شیوه‌ی اجرا که با شعرنو‌ ساخته شده در موسیقی ما حفظ می‌شد امروز‌ موسیقی کشور ما در منطقه از جایگاه خاصی برخوردار بود، ولی متاسفانه بعدها ساختار موسیقی ما به سوی هندی شدن کشانیده شد و این راه نرفته باقی ماند.

به مناسبت سال‌روز وفات ضیا قاری‌زاده

ضیا قاری‌زاده مشهور به «کبوتر» از جمله‌ی پیش‌گامان ترانه‌سُرایی در موسیقی افغانستان است. او در دهه‌ی سی هجری خورشیدی‌ آگاهانه در این عرصه گام نهاد تا تغییراتی در فضای موسیقی آوازی پدید آورد. او در روزگاری اقدام به کار کرد که شعر پارسی‌دری کماکان از رونق افتاده بود. کبوتر نخست شعرهایش را با تن‌پوشه‌ی جدیدی نوشت و بعد ترانه‌هایی‌ را که گاه خود و گاه دیگران می‌خواندند با تغییراتی در ساختار و محتوا بیرون داد. نخستین دفتر شعرنو‌ که در افغانستان چاپ و نشر گردیده نیز از آن اوست که این دفتر با واکنش های زیادی هم در داخل کشور و هم در بیرون از مرزها روبرو می‌شود. استاد سعید نفیسی نویسنده‌ی برجسته‌ی ایران در پیوند به شعر قاری‌زاده چنین می‌گوید:

« یکی از بر گزیده‌گان این قوم ، شاعر مفلق وسخن سرای محقق، ضیای قاری‌زاده است که در انجام لفظ و شیوایی معنی و نغزی مضمون و قدرت نمایی در بیان مطالب امروز از گوینده‌گان عصر است»  قاری‌زاده که خود با نام مستعار « کبوتر » در رادیو آهنگ می‌خواند با آهنگ « مشک تازه می‌بارد ابرِ بهمن کابل » که شعر آن نیز از ساخته‌های خودش است خیلی زود صدایش را به گوش انبوهی از مخاطبانش رساند و محبوب شد. این شعر که آهنگ قشنگی دارد خیلی زود سر زبان‌ها شد و بعد ها با صدای ساربان نیز خوانده شد که اجرای ساربان نیز یکی از اجراهای فوق‌العاده زیبا روی ‌این اثر است. قاری‌زاده بعدها ترانه ها و تصنیف‌های زیادی برای خواننده‌گان مطرح افغانستان ساخت که آن تصنیفها و ترانه‌ها از جمله آثار موسیقی پیش‌رو و مدرن افغانستان شمرده می‌شود، مثل شعرنو‌«زهره» به صدای استاد جلیل احمد زلاند:

ای زهره

ای ستارۀ زیبای آسمان

رقاص نوریان

مرغان شب به ساز تو آواز می‌کنند

ارواح پاک سوی تو پرواز می‌کنند

این شعر و آهنگ در موسیقی کشور ما‌ آغاز موسیقی نوین است، اگر همین شیوه‌ی اجرا که با شعرنو‌ ساخته شده در موسیقی ما حفظ می‌شد امروز‌ موسیقی کشور ما در منطقه از جایگاه خاصی برخوردار بود، ولی متاسفانه بعدها ساختار موسیقی ما به سوی هندی شدن کشانیده شد و این راه نرفته باقی ماند. ما جز چند اثر محدود به آواز زلاند، ظاهر هویدا، احمدظاهر و رحیم جهانی دیگر چیزی با این شیوه‌ی اجرا در ساختار و کلام در موسیقی نوین ما نداریم، و یا هم نخستین آهنگ احمدظاهر که با شعر «آخر ای دریا» از قاری‌زاده توسط احمدظاهر ساخته و در رادیو با تنظیم کبیر هویدا و کورس‌خوانی ظاهر هویدا اجرا و ضبط گردیده نیز حال و هوای آهنگ « زهره» را دارد، این آهنگ احمد ظاهر با بقیه آثارش از لحاظ ساختار موسیقی متفاوت است و شعر آن نیز مضمون متفاوتی دارد.

آخر ای دریا

تو هم چون من دل  دیوانه داری

موج بر کف

شور درسر

نالۀ مستانه داری

قاری‌زاده پیوسته تلاش کرد تا کلام موسیقی کشور را با مضامین و‌ساختار های نو‌ آشنا سازد. از این‌ که خود نیز صدای قشنگی داشت گاهی گاهی در رادیو تلویزیون آهنگ می‌خواند که جمعاً سی آهنگ به صدای او در آرشیف رادیو و تلویزیون موجود است. او ‌کابل را دوست داشت چنان ‌که خود در وصف این شهر شعر سرود و آهنگ ساخت شعر « مشک‌تازه می‌بارد ابر بهمن‌ کابل »، او برای هرکسی آرمان‌شهری‌ست به زیبایی عروس‌شهرها و‌نوستولژی‌ست فراموش ناشدنی، روز ها و شب های خوب کابل گذشت جنگ‌های  تنظیمی‌ باعث کوچ کردن او ازین شهر شد خانه‌اش با رگبارهای ویران‌گر به گلوله بسته شد و  با چانته‌ای که با چند‌ جلد کتاب و یک‌دست لباس بسته شده بود راهی‌ فرانسه شد و‌ پس از مدتی از آن‌جا به کانادا رفت، مهاجرت و‌ دوری از کابل او را نابینا ساخت و تا این ‌که مرگ این کبوتر مهاجر نابینا را بلعید و به جمع سفرکرده‌گان پیوست.

به اشتراک بگذارید:

به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email

مطالب مرتبط