این روزها بلندپایهگان حکومتی پاکستان ورود احتمالی موجهای بزرگ مهاجران از افغانستان به کشور شان را یک تهدید بزرگ تعریف میکنند و از اقداماتی خبر میدهند که برای دفع این هجوم احتمالی در نظر دارند. شاه محمود قریشی وزیر خارجۀ پاکستان به تازهگی گفته است که کشورش مرزهای خود را با افغانستان در صورت تشدید جنگ و تسخیر شهرها توسط طالبان میبندد تا از ورود موجهای مهاجر به پاکستان جلوگیری کند.
عمرانخان نخستوزیر پاکستان هم در مصاحبۀ اخیرش با نیویارک تایمز گفته است که در صورت تلاش طالبان برای تسخیر کابل و دیگر شهرهای بزرگ، موجهای انسانی بزرگ به منظور پناهندهگی رهسپار مرزهای پاکستان میشود و این وضعیت احتمالی برای کشورش خطرناک است. واقعیت این است که کشورهای دیگر هم در مورد دوام جنگ و تشدید آن در افغانستان هشدار میدهند و از ناحیۀ افزایش مهاجرت از افغانستان به کشورهای همسایۀ آن ابزار نگرانی میکنند. اما ابراز نگرانی پاکستان در این مورد بسیار بیسابقه و منحصر به فرد است.
به نظر میرسد که پاکستان صرف نگران تبعات اقتصادی و اجتماعی هجوم احتمالی موجهای بزرگ انسانی مهاجر به قلمروش نیست. بسیاری از کشورها به دلیل بار گران اقتصادی و اجتماعی حضور پناهندهگان در قلمرو شان، تلاش میکنند هجوم موجهای مهاجر به خاک شان را سد کنند. هم ابرقدرتها و هم قدرتهای کوچک و بزرگ منطقهیی، پالیسیهای اختیار کرده اند که راه هجوم موجهای مهاجر به قلمرو شان را سد کند. دونالد ترمپ رییسجمهور پیشین امریکا پروژۀ اعمار یک دیوار بزرگ بین مکسیکو و ایالات متحده را در نظر داشت تا سد راه سیل آوارهگان گرسنۀ امریکای لاتین به سرزمین فرصتها شود.
اما چنین مینماید که پاکستان میخواهد این انتباه را بیافریند که هجوم احتمالی موجهای مهاجر از افغانستان به قلمرو آن کشور، خطر امنیتی دارد. رسانههای پاکستانی از جمله روزنامۀ معروف جنگ نوشته اند که در آخر سال ۲۰۲۰ میلادی رییسهای تمام سازمانهای استخباراتی پاکستان از جمله آیاسآی در یک جلسۀ فوق سری در مورد اوضاع افغانستان و تحولات احتمالی به عمران خان معلومات دادند. در این جلسه گویا به عمرانخان گفته شده است که درصورت تشدید جنگ در افغانستان پس از خروج کامل نیروهای امریکایی و تلاش طالبان برای تسخیر شهرها، موجهای بزرگی از مهاجران از خاک افغانستان به قصد ورود به قلمرو پاکستان به راه میافتند که در بین آنان عناصر و افراد مخالف پاکستان نیز حضور خواهند داشت. ظاهراَ به همین دلیل ورود احتمالی موجهای بزرگ مهاجر به قلمرو پاکستان از خاک افغانستان، توسط اسلامآباد یک تهدید امنیتی بالقوه معرفی میشود.
در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ که بحث ورود مهاجران سوری به قارۀ اروپا سوژۀ داغ سیاسی کشورهای غربی بود، این نگرانی برجسته میشد که موجهای مهاجری که قرار است وارد اروپا شود انباشه از افرادی است که افکار داعشی دارند و برای امنیت قارۀ اروپا تهدید اند. پاکستان هم در تلاش است که چیزی شبیه همین انتباه را بیافریند. به نظر میرسد که برخی از قدرتهای بزرگ از پاکستان خواسته بودند در قلمروش علیه طالبان دست به اقدامات نظامی بزند تا این گروه به حل سیاسی جنگ افغانستان تن دهد، اما عمرانخان در گفتگو با نیویارک تایمز گفت که کشورش هیچ اقدام نظامی علیه طالبان انجام نخواهد داد. از سخنان او بر میآمد که پاکستان طالبان را دوست و متحد خود میداند و هیچگاه برای وادار سازی آنان به حل سیاسی از زور کار نمیگیرد. وزیر خارجۀ پاکستان هم در گفتگو با تلویزیون طلوع گفته بود که کشورش هراسی از طالبان ندارد.

روزنامۀ جنگ چندی پیش نوشت که سران سازمانهای استخباراتی پاکستان به عمرانخان گفته اند که احتمال ورود موجهای مهاجر از افغانستان به پاکستان وجود دارد که در میان آنان مخالفان پاکستان نیز حضور خواهند داشت.
پس هدف از برجسته شدن احتمال هجوم مهاجران به قلمرو پاکستان چیست؟ به نظر میرسد که بخشیهای از ارتشیهای پاکستان میخواهند با برجسته کردن این تهدید فرضی ذهنیت عمومی کشور شان را آمادۀ حمایت جدی نظامیان این کشور از تهاجم استراتژیک طالبان به شهرهای افغانستان کنند. با تکمیل خروج نیروهای خارجی در ۱۱ سپتامبر به احتمال زیاد طالبان وارد فاز حملههای استراتژیک به شهرهای افغانستان خواهند شد و ارتش پاکستان هم آنان را حمایت خواهد کرد، همان طوری که در جنگ سال ۱۹۸۹ جلالآباد از مخالفان حکومت وقت حمایت کرده بود.
در دهۀ هشتاد هم اسلامآباد پیوسته این طور میگفت که سرازیر شدن سیل آوارهگان افغان به قلمروش بخشی از سیاست شوروی برای براندازی ثبات در پاکستان است. پس از خروج شوروی هم نظامیان پاکستانی سیاست براندازی قهری حکومت وقت افغانستان را دنبال میکردند و یکی از توجیهات این سیاست این بود که راهحلی که پناهندهگان افغان مقیم پاکستان آن را نپذیرند برای اسلامآباد خطرناک است و سبب ورود بیشتر مهاجران به پاکستان و بهرهبرداری قدرتهای مخالف پاکستان از این وضعیت خواهد شد. در آن زمان نظامیان پاکستانی این انتباه را میفروختند که گویا «خاد» و «راو» – اولی دستگاه استخباراتی حکومت وقت افغانستان و دومی از جمهوری هند- میخواهند پشاور را به اردن دیگر بدل کنند. در آن زمان در اردن بین مهاجران فلسطینی، مردمان بومی و نهادهای دولتی، زد وخورد خونین در جریان بود.
به نظر میرسد که لفاظی پاکستانیها شبیه سال ۱۹۸۹ شده است و باردیگر از ورود پناهندهگان بیشتر به قلمرو شان در صورت پذیرفته نشدن راه حل مدنظر طالبان هشدار میدهند. پاکستان هیچ نوع فشاری به طالبان اعمال نمیکند. معنای این رفتار این است که اسلامآباد حل سیاسی جنگ افغانستان را به گونهیی میخواهد که طرف حوزۀ جمهوری و قانون اساسی بهای آن را بپردازند، نه طالبان. همزمان این تلقی را ترویج میکنند که اگر حل سیاسی مدنظر آنان و طالبان تحقق نیابد جلو هجوم موجهای مهاجر به قلمرو پاکستان را میگیرند. بستن مرز هم به این معنا نخواهد بود که از قلمرو پاکستان کسی وارد افغانستان نشود.
بعید نیست که در تهاجم طالبان به شهرهای افغانستان، جوانان رادیکال مناطق قبیلهنشین، جهادیستهای پاکستانی، طالبهای پاکستانی مدرسههای دینی و نظامیان طالبانیاندیش آن کشور دوشادوش طالبهای افغان سهم بگیرند. بستن مرزها هجوم این موجها را به افغانستان، تسهیل خواهد کرد. سخنان این روزهای مقامهای پاکستانی در مورد افغانستان این فرضیه را به اثبات میرساند که نرمالیزه کردن بیثباتی هم هدف سیاست پاکستان در افغانستان است و هم موجهساز آن.