ترامپ به آسانی رها نمی‌کند

چکیده:

ریاست جمهوری افغانستان و بیشتر بلندپایه‌گان حکومتی که در کابل مستقر اند، پیروزی جوبایدن نامزد حزب دمکرات ایالات متحده را در انتخابات امریکا شادباش گفتند. بیشتر متحدان اروپایی امریکا از جمله بریتانیا و آلمان هم به جوبایدن پیام تبریکی فرستادند.

ریاست جمهوری افغانستان و بیشتر بلندپایه‌گان حکومتی که در کابل مستقر اند، پیروزی جوبایدن نامزد حزب دمکرات ایالات متحده را در انتخابات امریکا شادباش گفتند. بیشتر متحدان اروپایی امریکا از جمله بریتانیا و آلمان هم به جوبایدن پیام تبریکی فرستادند. کابل آرزو می‌کرد که ترمپ انتخابات ایالات متحده را ببازد. ترمپ یک رییس‌جمهور غیر قابل پیشبینی است. حضور او در کاخ سفید سبب شده است که ارگ هر لحظه در انتظار یک تصمیم غیر منتظره‌ باشد. ترمپ قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری امریکا نوشته بود که سربازان امریکایی قبل از کریسمس سال ۲۰۲۰ از افغانستان به خانه بر می‌گردند. پیش از این گفته می‌شد که حضور نیروهای امریکایی در افغانستان برگه‌ی امتیازگیری کابل و متحدان خارجی افغانستان از طالبان و حامیان بیرونی آنان است، اما برای دونالد ترمپ صرف برگشت سربازان امریکایی به خانه اهمیت سیاسی دارد و نه چیز دیگر.  ترمپ برای خروج ایالات متحده از «جنگ‌های بی‌پایان» کمپین کرده بود و می‌خواست/ می‌خواهد این هدف خود را حتا به قیمت نارضایتی و نابودی متحدان امریکا به کرسی بنشاند.

اما اعلام پیروزی جوبایدن پایان کار نیست. دونالد ترمپ تا حال پیروزی رقیبش را نپذیرفته است. او حزب دمکرات ایالات متحده را متهم به دغل‌کاری در انتخابات می‌کند. انتظار می‌رود که رییس‌جمهور کنونی ایالات متحده پرونده‌ی انتخابات این کشور را به دادگاه عالی امریکا ببرد و در صورتی که حکم دادگاه هم به سود جوبایدن باشد، دوسیه‌ی انتخابات امریکا به کنگره می‌رود و نماینده‌گان کنگره در مورد آن تصمیم خواهد گرفت. یک عده به این باور اند که ترمپ به رغم فشارهای دیگر رهبران جمهوری‌خواه و برخی از اعضای خانواده‌اش وارد یک نبرد نفس‌گیر حقوقی و سیاسی با حزب دمکرات خواهد شد و به این ساده‌گی دست از سر جوبایدن بر نخواهد داشت. از طرف دیگر ترمپ تا ۲۰ جنوری سال آینده‌ی میلادی رییس‌جمهور برحال ایالات متحده است و این امر برای او قدرت مانور بیشتر می‌دهد تا مشروعیت اجتماعی حزب دمکرات و دیگر سیاست‌مداران ایالات متحده را زیر سوال ببرد و گردهم‌آیی‌های گسترده‌ی هوادارانش را سازمان‌دهی کند.

جمهوری‌خواهان طرف‌دار ترمپ و رای‌دهنده‌گان او نیرویی هستند که سیاست‌شناسان امریکایی به آن ناسیونال پاپولیست‌ها می‌گویند. سیاست‌مداران معتقد به آرمان ناسیونال پاپولیسم با حوزه‌ی نفوذ شان اتصال عاطفی دارند. رابطه‌ی آنان با رای‌دهنده‌‌گان شان یک رابطه‌ی نهادی و سازمانی نیست. به طور مثال دونالد ترمپ با بیشتر طرف‌دارانش نوعی اتصال عاطفی دارد. به بیان دیگر بیشتر طرف‌‌داران ترمپ به حزب جمهوری‌خواه رای نداده بلکه به شخص دونالد ترمپ رای داده اند. آنان شخص ترمپ را حلال مشکلات شان می‌دانند. به همین دلیل است که ترمپ و دیگر سیاست‌مداران معتقد به آرمان ناسیونال پاپولیسم همیشه خود را نایب «مردم» می‌دانند و با هر نهادی که در افتند آن را « دشمن مردم» می‌نمایانند. به طور مثال ترمپ همیشه رسانه‌های معروف امریکایی را  «دشمن مردم ایالات متحده» می‌خواند. تعریف سیاست‌مداران ناسیونال پاپولیست از «مردم» هم مجموع شهروندان یک جمهوری نیست، آنان از مردم تعریف محدود دارند. از نظر این سیاست‌مداران مردم مصداق بخشی از جامعه است که نه کل آن. به طور مثال ویکتور هوربان رییس‌جمهور کنونی هنگری بارها گفته است که مردم یعنی آنانی که تبار هنگری دارند. ناسیونال پاپولیست‌ها، همیشه خود را متعلق به یک طبقه، نژاد، یا گروه خاصی از مردم معرفی می‌کنند و این طور وانمود می‌کنند که برای آرمان‌های آن طبقه یا نژاد یا گروه اجتماعی و هویتی خاص می‌جنگند.

رسانه‌های امریکایی مدعی اند که طرف‌داران ترمپ هم اکثرا مردان سفید پوست تحصیل نکرده اند که گمان می‌کنند، لاتین‌تبارها ودیگر مهاجران شغل‌های را که متعلق به آنان بود اشغال کرده اند و صرف ترمپ می‌تواند نجات شان دهد و مهاجران را اخراج کند. به همین دلیل بود که دونالد ترمپ در کمپینش همیشه از تهدید کاروان‌های مهاجران امریکای لاتین، فرار سرمایه از ایالات متحده به چین و لزوم اعمال محدودیت بر اعطای شهروندی ایالات متحده به خارجی‌ها سخن می‌گفت. نارضایتی مردان سفید پوست تحصیل نکرده از طبقه‌ی سیاسی امریکا، صرف انگیزه‌ی اقتصادی ندارد. اگر مبنای این نارضایتی صرف اقتصادی می‌بود باید همه به برنی سندرز رای می‌دادند.

 برنی سندرز بارها در کمپین‌های درون حزبی ایالات متحده گفت که  اقتصاد کشورش در دهه‌ی نود میلادی ۱۲ تریلیون دالری بود. به گفته‌ی او در دو دهه‌ی اخیر سایز اقتصاد ایالات متحده بیشتر شد و اقتصاد ۱۲ تریلیون دالری به ۲۲ تریلیون ارتقا کرد، ولی با وجود آن هم ده در صد جمعیت امریکا  ۹۰ درصد درآمد ملی این کشور را مصرف می‌کنند و برعکس ۹۰ درصد شهروندان ایالات متحده صرف از ده درصد درآمد ملی سود می‌برند. اما این کمپین سندرز زیاد مورد توجه رای‌دهنده‌گان امریکایی قرار نگرفت. در سال ۲۰۱۶ هم سندرز نامزد بود ولی در انتخابات‌های درون حزبی ناگزیر شد که بازی را به سود هیلاری کلنتون واگذار کند. از نظر بسیاری از امریکاشناسان به دلیل این که جامعه‌ی امریکا مذهبی است، پیام سندرز نمی‌تواند گوش شنوا در آن کشور پیدا کند. سندرز به صراحت گفته است که به رغم این که از یک خانواده‌ی یهودی امریکایی می‌آید، خودش هیچ گونه اعتقادات مذهبی ندارد.

روشن است که در یک جامعه‌‌ی مذهبی یک سیاست‌مدار بی‌خدا رای نمی‌آورد. ترمپ توانست که نارضایتی‌های اقتصادی مردان سفید پوست تحصیل نکرده‌ی امریکایی را بیان هویتی بدهد و خودش را مدافع آنان و نماینده‌ی فرهنگ مسیحی-یهودی ایالات متحده وانمود کند و مشکلات را به گردن طرف‌داران سیاست چند فرهنگی، چپ‌ها و سیاست خارجی جهان‌گرایی به جای امریکا گرایی بی‌اندازد. برمبنای آمار رسانه‌های امریکایی، بیشتر زنان، سیاه‌پوستان، غیر مسیحی‌ها و لاتین‌تبارها به جوبایدن رای دادند و شکست رییس‌جمهور بر سر اقتدار امریکا را رقم زدند. اما ترمپ در انتخابات اخیر هم چیزی حدود ۷۰ میلیون رای آورد. سیاست‌مداران معتقد به آرمان ناسیونال پاپولیسم طرف‌دار حفظ قدرت به هرقیمتی هستند. ترمپ این طور وانمود می‌کند که استبلشمنت و حزب دمکرات انتخابات را از او ربوده اند. به همین دلیل به نظر نمی‌رسد که ترمپ به این زودی‌ها باخت خودش را قبول کند. عده‌ای به این باور اند که ترمپ شاید از حزب جمهوری‌خواه هم جدا شود و یک حزب جداگانه برای خودش درآینده تشکیل دهد.

از آن جایی که مسایل استراتژیک مرتبط به جنگ و صلح افغانستان مربوط به ایالات متحده است، هم حکومت افغانستان و هم طالبان منتظر انتقال قدرت به جو بایدن و روشن شدن سیاست‌های او خواهند ماند. ولی هم طالبان و هم حکومت تلاش می‌کنند که با استفاده از ابزارهای که در اختیار دارند به طرف مقابل فشار بیاورند. مهم‌ترین ابزار طالبان خشونت است. دوام جنگ و خشونت و کاربرد زور وسیله‌ای است که طالبان فکر می‌کنند آنان را به هدف می‌رساند و حکومت آینده‌ی امریکا را وادار به امتیازدهی به آنان می‌کند. حکومت افغانستان اما یک روایت ناسیونالیستی پیش‌روانه برساخته است که دفاع از افغانستان، ارزش‌های جمهوری و حفظ نهادهای دولتی چارچوب آن را می‌سازد، بر مبنای این روایت طالبان نیرویی نامشروع، متحد پاکستان، مخالف ارزش‌های جمهوری و ضد نهادهای ملی چون اردو و پولیس است. رویایی «زور» و «روایت» تا انتقال قدرت در امریکا و تثبیت سیاست‌های رییس‌جمهور جدید امریکا ادامه خواهد یافت. به نظر نمی‌رسد که گشایشی در گفتگوهای دوحه قبل از انتقال قدرت در امریکا حاصل شود.

به اشتراک بگذارید:

به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email

مطالب مرتبط

گزینۀ ایده‌ال پاکستان چیست؟

وزیر خارجۀ پاکستان در گفتگویی که با تلویزیون طلوع داشت گفت که رییس‌جمهور غنی باید انعطاف و بزرگی نشان دهد تا گفتگوهای به بن‌بست رسیده با گروه طالبان به حل سیاسی منجر شود. او گفت که سطح بلند خشونت در افغانستان کار نیروهایی است که از اقتصاد جنگی تغذیه می‌کنند و دوراندیش نیستند.