مطالبات تظاهرات کنندهگان بدخشانی در دو روز گذشته، معقول و منطقی است. آنان از نهادهای و حکومت محلی برق و آب میخواستند. نفس مطالبۀ برق و آب نشان میداد که تظاهرات بدخشان دربست معلول رقابتها و دشمنیهای محلی نبود. در این هیچ تردیدی نیست که ولایات استراتژیک و پر از منابع، ساحۀ نفوذ شخصیتها، گروهها و خانوادههای رقیب است. این خانوادهها و گروهها در زد و بندهای فسادآلود در آن ولایتها نقش مهم دارند و در برخی از موارد حتا غارت منابع هم به نحوی زیر سر آنان است. در برخی از موارد طالبان هم از همین مناسبات فسادآلود تغذیه میشوند.
برخی مردم تعبیری را به کار میبرند که تا حد زیادی دقیق است. آنان میگویند: « هر ولایت را سه تا چهار نفر می خورد» و به بقیۀ باشندهگان آن ولایت چیزی نمیرسد. هیچ تردیدی نیست که بدخشان هم همین طوری است. معادن آن ولایت تاراج میشود و مناطق مرزی آن محل رفت و آمد قاچاقچیان و شبکههای تبهکار است. بارها سازمانهای بینالمللی که در زمینۀ حسابدهی و جرمشناسی کار میکنند در مورد تاراج معادن بدخشان گزارشهای منتشر کرده اند.
هر نیرویی که حکومت محلی بدخشان را به دست داشته باشد، در تاراج و یا هم کنترل مسیرهای قاچاق غیر قانونی معادن و مواد مخدر دست بالا پیدا میکند. به همین دلیل است که رقابتهای شدید در آن ولایت وجود دارد و گروههای صاحب نفع با هم دیگر مشت و یخن اند. به دلیل مرزی بودن این ولایت، دستگاههای امنیتی کشورهای همسایه هم آن جا عوامل نفوذی خود را دارند. اما مردم عام بدخشان مثل دیگر ولایات افغانستان از امکانات اولیۀ زندهگی محروم اند. برق و آب مطالبۀ محوری آنان است. به رغم اعمار سد شورابک، آب نوشیدنی سالم به مردم آن ولایت تامین نشده است. برق آنجا هم مشکل دارد و به همه نمیرسد.
راهپیماییهای دو روز گذشتۀ بدخشان هم از سوی مردمی برگزار شد که خواستار تامین برق و آب بودند. ولی روشن است که وقتی راهپیمایی آغاز میشود، گروههای ذینفع تلاش میکنند که اجتماع را برای تامین منافع خود که با منافع جماعت تظاهرکننده لزوما یکسان نیست، مصادره کنند. چنین چیزی همیشه یک راهپیمایی مشروع و مسالمتآمیز را به خشونت میکشاند. از طرف دیگر بیتجربهگی مقامهای محلی و نیروی پولیس در ولایات، سبب میشود که آنان حتا با یک راهپیمایی مسالمتآمیز هم مثل یک اغتشاش برخورد کنند. بیتجربهگی نیروی پولیس و مقامهای محلی هم میتواند یکی از عوامل به خشونت کشیده شدن راهپیمایی روز سهشنبۀ فیضآباد مرکز ولایت بدخشان باشد که در آن شمار زیادی از بدخشانیان جان باختند و زخمی شدند. اما بیتجربهگی عذر تقصیر شده نمیتواند.
اصل مطالبۀ آب و برق از سوی تظاهرکنندهگان بدخشانی، امر مشروع و نشاندهندۀ شعور سیاسی رشد یافتۀ آنان است. برداشت سیاستشناسان همیشه این بوده است که مطالبات جمعی در افغانستان همیشه ایدولوژيک، فرقهیی، قومی و قبیلهیی است و به همین دلیل است که سیاستمداران افغان هم حول همین چیزها حوزۀ رای و نفوذ خود را در برابر رقیبان شان بسیج میکنند. جنگهای دهۀ هفتاد خورشیدی کابل، منارعۀ خونین رهبران قدرتمند برای تصاحب قدرت سیاسی بود که به آن بیان هویتی داده بودند. رهبران سیاسی کنونی هم برای حفظ ربط خود با سیاست، به بسیج قومی و محلی دست میزنند.

تظاهرات روز سهشنبۀ بدخشان به خشونت کشیده شد که از اثر آن شماری از تظاهرکنندهگان جان باختند.
افغانستان کمتر شاهد راه افتادن جنبشهای بزرگ اجتماعی برمبنای مطالبات مشخص مثل تامین آب، برق و جاده بوده است. در دهۀ۴۰ نیروهای چپ برخی از اعتراضهای کارگری را در برخی از ولایات سازماندهی کردند و این یکی از موارد محدود در تاریخ سیاسی این دیار است. جنبش روشنایی که در سال ۲۰۱۶ راه افتاد نیز یکی از موارد استثنایی بود ولی بسیاری از سیاستمداران و قدرتمندان، به این جنبش هویت قومی دادند و آن را خواباندند.
به همین دلیل اعتراض بدخشانیان و مطالبۀ برق و آب از سوی آنان، نشانۀ یک حرکت سیاسی مشروع و رشد یافته است که فراگیر شدن هم سیاستمداران، نهادها و حکومت را پاسخگو میسازد و هم به فرهنگ سیاسی کشور جنبۀ مشارکتی میدهد و عنصر فربه تودهیی آن را کم میسازد.
وقتی شهروندان از حکومت، نهادها و نیروهای سیاسی، آب، برق، تجارت پر رونق، نظام صحی توانمند و بیروکراسی سالم خواستند، هم نیروهای سیاسی و هم نظم دولتی در پی فراهم کردن همین چیزها میروند و اگر مطالبۀ مردم اموری مثل حکومت دینی، قوم و مسایلی از این دست باشند، سیاستمداران عوامزده با آن خود را عیار میسازند و از حل مشکلات اصلی جامعه طرفه میروند. به همین دلیل به راهپیمایی بدخشان باید از این منظر نگریست و آن را ستود.
اما به خشونت کشیده شدن راهپیمایی مسالمتآمیز بدخشانیان باید مورد تحقیق و بررسی جدی قرار گیرد. برگزاری اجتماع و تظاهرات یک حق دمکراتیک است. قانون این حق را برای شهروندان به رسمیت شناخته است تا مطالبات جمعی خود را با تشکیل اجتماعها و گردهماییهای کوچک و بزرگ اعلام کنند تا نهادها و حکومت آن را در پالیسیسازی لحاظ کنند. اما بین برگزاری یک اجتماع/تظاهرات مسالمتآمیز و اغتشاش/آشوبگری فرق است. تظاهرات مسالمتآمیز باید مطابق قانون اجتماعات برگزار شود، تاریخ شروع و ختم آن مشخص باشد، مسیری که در آن اجتماع برگزار میشود پیش از پیش مشخص شود تا پولیس امنیت آن را تامین کند و برگزار کنندهگان تظاهرات هم فعالان مدنی مسوولیتپذیر و دارای نام و هویت اصلی باشند. در تظاهرات مسالمتآمیز هیچ تلاشی برای برهم زدن نظم عمومی و تخریب تاسیسات عمومی صورت نمیگیرد
به درستی روشن نیست که در بدخشان عدهیی تظاهرات مسالمتآمیز را به اغتشاش بدل کردند و موجب سلب حق حیات برخی از شهروندان شدند یا محافظان ولایت و مقامهای محلی از سر بیتجربهگی یا خوی خودکامهگی به تجمع شهروندان بیگناه آتش گشودند. باید برای بررسی این موضوع یک کمیتۀ حقیقتیاب متشکل از اعضای شورای ولایتی بدخشان، اعضای پارلمان، مقامهای محلی، نمایندهگان تظاهرکنندهگان و متنفذان محلی تشکیل شود تا ملامت و سلامت را تشخیص دهد. خشونت، مطالبات تظاهراتکنندهگان را رادیکال ساخت و آنان امروز مطالبۀ برکناری والی بدخشان را مطرح کردند.