نادرست‌خوانی شعر در موسیقی افغانستان

فرزاد فرنود؛ پژوهشگر موسیقی

چکیده:

او این‌جا کسی‌ را مخاطب قرار داده می‌گوید: « به عزمِ تو به سحر گفتم استخاره کنم » در حالی که اصلِ مصرع کاملاً با خوانش احمدظاهر از شعر فرق دارد. از این دست اشتباهات از خوانش شعر در موسیقی آوازی ما فراوان است. اگر خواننده‌های ما در موسیقی آوازی به خوانش درست شعر توجهِ جدی نداشته باشند، کلام، بار شاعرانه‌گی خود را از دست می‌دهد و در برخی موارد معنای شعر تغییر می‌کند.

موسیقی افغانستان  شعر محور است و مخاطبانِ آن نیز علاقه‌ای ویژه‌‌ی به کلام دارند، هیچ میلودی در حوزه‌ی موسیقی ما بدون کلام به شهرت و محبوبیت نرسیده و اگر هم برخی از میلودی‌های ماندگار شهرت و محبوبیت دارد، برآمده از دل یک اثر کلامی در موسیقی بوده، شبیه میلودی‌های « بیا که بریم به مزار ملا مامد جان»، «بشنو از نی»، «یا مولا دلم تنگ آمده»، «داغ مجنون» و  «دیدار گُل »… این‌ها میلودی‌هایی هستند که بدون کلام هم در برخی از آثار موسیقایی دیده می‌شوند. بنابراین کلام در شکل‌گیری موسیقی ما نقش اساسی دارد. ولی کم‌تر هنرمندی در حوزه‌ی موسیقی ما وجود دارد که شعر را درست خوانده باشد، اکثر خواننده‌گان چه در حوزه‌‌ی موسیقی غزل و چه در حوزه‌ی موسیقی پاپ که از ترانه و یا هم شعرِ نو در کلامِ موسیقایی شان استفاده کرده اند، شعر را با لهجه‌ی گفتاری روزمره‌ی شان خوانده اند.

حوزه‌ی فرهنگی و جغرافیایی کابل نسبت به سایر حوزه‌ها در ظهورِ هنرمندانِ پیش قدم بوده و به این دلیل که اکثرِ آثاری هم که در موسیقی ما پدید آمده با گویش کابلی خوانده شده است. اکثرِ آهنگ‌های برجا مانده از استاد محمد حسین سرآهنگ که خود نیز یکی از بیدل شناسان بوده و شعر را می‌شناخته با گویش کابلی است مثلِ آهنگ های معروف « سوخته لاله زار من » که این شعر را با گویش کابلی « سوخوته لاله زار من » خوانده و یا هم مصرعی از غزل معروف عراقی « شاد کن جان من، که غمگین است » را با گویش کابلی « سوخن تلخ هز تو شی رینست » خوانده که وقتی در متن شعر نگاه کنیم « سخن تلخ از تو شیرین است » است. شبیه این به کرات غزل های زیادی از شعر کلاسیک فارسی توسط استاد محمد حسین سرآهنگ با گویش کابلی خوانده شده است.


استاد محمد حسین سرآهنگ

احمدظاهر یکی دیگر از خواننده های معروف علاقه‌‌ی زیاد به گویش کابلی داشت، او در اکثرِ آهنگ هایش شعر را با گویش کابلی خوانده است، مانند این آهنگ معروف اش « تا به جفایت خوشم » که یکی از غزل های معروف فُروغی بَسطامی از غزل‌سرایان دوره‌ی قاجار ایران است ،احمد ظاهر یکی از مصرع های این شعر را چنین خوانده است « من ز لبت صد هزار بوسه طلب داشوتم » با وجودی ‌که این مصرع از نگاه خوانش درست از شعر، اشتباه است ولی به شیرینی آهنگ افزوده است. کاوه جبران یکی از شاعران و ادبیات‌شناسان معاصر کشور دلیل خوانش شعر را با گویش کابل « تلفظ در خیزان شدن ریتم شعر و ترانه در ملودی می‌داند. » گویش زبان گفتاری در برخی از موارد یک اثر موسیقی را که استوار به کلام است شیرین تر می‌سازد به شرطی که موارد درست‌خوانی آن در نظر گرفته شده باشد ولی مسعود حسن‌زاده شاعر و منتقد موسیقی خوانش شعر را با گویش زبان گفتاری یک عادت کلامی می‌داند او می‌گوید: «اصولاً نیازی به این کار نیست. کمپوزها اکثراً چسبیده بر وزن عروضی ساخته می‌شوند و کم‌بود هجا(بلند و کوتاه) ندارند. » در حالی‌که دلیل برخی‌ها از خوانش شعر به گویش کابلی و سایر لهجه ها پُر کردن هجا ها در موسیقی و کمپوزیشن است.

 مشکلِ دیگری که در موسیقی کلامی افغانستان وجود دارد سنت اضافه کردن « و »  به خاطرِ پُرکردن فاصله‌ها در موسیقی افغانستان است که این سنت به کرات از سوی هنرمندان بزرگی چون استاد قاسم افغان، استاد محمد حسین سرآهنگ، احمدظاهر، ظاهر هویدا و حتا خواننده‌های امروزی تکرار شده است. و در مواردی هم شعر اصلاً درست خوانده نشده است، با وجودی‌ که در اواخر دهه‌ی چهل هجری خورشیدی ناصر طهوری یکی از شاعران و ترانه‌سُرایانِ معاصر در رادیو افغانستان وقت موظف شده بود که باید شعر و تصنیف آوازخوانان را ارزیابی کرده، بعد از تایید اجازه‌ی ثبت را بدهد ولی با آن‌هم این مشکل را نتوانسته بود رفع کند.

مرحوم جلیل زلاند یکی از پیش‌گامان موسیقی معاصر افغانستان که خود نیز آهنگ‌سازِ معروفی بود در یکی از آهنگ هایش که بر اساس شعری از مرحوم نادر نادپور ساخته در مصرعی شعر را نادرست خوانده که حتا معنای جمله را نیز برهم زده است شعر« پیکر تراش » یکی از شعرهای معروفِ مرحوم نادر نادرپور است که در بیتی ازین شعر چنین گفته است:

تا در نگین چشم تو نقش هوس نهم

ناز هزار چشم سیه را خریده ام

استاد جلیل زلاند

مصرعِ دوم توسط مرحوم جلیل زلاند چنین خوانده شده است: « ناز هزار جسم سیه را خریده ام »، بی‌توجهی و نامهربانی تا این حد به یک شعر که اساس یک اثر در موسیقی آوازی را تشکیل می‌دهد، آن هم توسط استاد بزرگی چون جلیل زلاند، هیچ توجیهی ندارد.

احمدظاهر در نوارِ دوم افغان موزیک غزل شمارهٔ ۳۵۰ حافظ شیرازی را اشتباه خوانده است او درین غزل « توبه » را نخست « تو » و بعداً « به » تلفظ کرده که در کُل معنای این مصرع تغییر کرده، اصل این بیت در دیوان حافظ چنین است.

به عزمِ توبه سحر گفتم استخاره کنم

بهار توبه شکن می‌رسد چه چاره کنم

احمد ظاهر

او این‌جا کسی‌ را مخاطب قرار داده می‌گوید: « به عزمِ تو به سحر گفتم استخاره کنم » در حالی که اصلِ مصرع کاملاً با خوانش احمدظاهر از شعر فرق دارد. از این دست اشتباهات از خوانش شعر در موسیقی آوازی ما فراوان است. اگر خواننده‌های ما در موسیقی آوازی به خوانش درست شعر توجهِ جدی نداشته باشند، کلام، بار شاعرانه‌گی خود را از دست می‌دهد و در برخی موارد معنای شعر تغییر می‌کند.

به اشتراک بگذارید:

به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email

مطالب مرتبط