اگر شکست سیاسی نیاید، در جنگ نمی‌بازیم

چکیده:

در مورد حمایت هوایی امریکا پس از خروج شک دارم، احتمالش را رد نمی‌کنم ولی شک دارم. منطقه بر علاوۀ امریکا به این نتیجه رسیده اند که در افغانستان باید صلح بیاید. کشورهای منطقه نمی‌خواهد که افغانستان دوباره به یک بحران غیر قابل کنترل برود.

توضیح: رحمت‌الله نبیل رییس پیشین امنیت ملی افغانستان، در گفتگوها و تلاش‌های مرتبط به صلح دخیل است. به رغم اختلاف نظرهای او با محمد اشرف‌غنی رییس‌جمهور کنونی در ملاقات‌های داکتر عبدالله رییس شورای عالی مصالحه با مقام‌های خارجی حضور دارد. در این گفتگو در مورد تحولات اخیر در افغانستان در پیوند به مسایل مرتبط به جنگ و صلح از ایشان سوال‌هایی پرسیده‌ایم. در زیر متن گفتگوی ایشان را با وب‌سایت رادیو نوروز می‌خوانید. صحبت‌های ایشان به منظور اختصار و وضاحت ویرایش شده است.

نوروز: پس از اعلام تاریخ خروج بی‌قید و شرط ناتو امریکا از سوی رییس‌جمهور ایالات متحده از دید بسیاری‌ها تلاش‌ها برای حل سیاسی جنگ افغانستان به بن‌بست خورده است و طالبان به تهاجم استراتژیک آماده می‌شوند، چه فکر می‌کنید که حمله‌های آنان پس از ۱۱ سپتامبر آغاز می‌شود یا قبل از آن؟

نبیل: اول می‌خواهم بگویم که خروج به۱۱ سپتامبر نمی‌رسد. امریکا و طالبان در حال گفتگو هستند و احتمال آن وجود دارد که تا ۴ جولای خروج نیروهای امریکایی تکمیل شود. طالبان تاریخ ۱۱ سپتامبر را قبول نکرده اند ولی به تاریخ ۴ جولای شاید راضی شوند ولی آن را اعلام نکنند. اطلاعات من از مذاکرات پشت‌ پردۀ امریکا و طالبان در این مورد، همین است. بدون شک که طالبان با اعلام خروج غیر مشروط امریکا، به این نتیجه رسیده اند که قدرت را به زور بگیرند و آن را تقسیم نکنند. آنان فکر می‌کنند که در نبود امریکا این کار را کرده می‌توانند. از طرف دیگر رهبران طالبان ۲۰ سال کامل به جنگ‌جویان شان این طور انگیزه دادند که کسانی که با حکومت کار می‌کنند و قانون اساسی افغانستان را قبول دارند، همه «کافر» اند. شاید رهبران آنان فکر می‌کنند که اگر به تقسیم قدرت با دیگر جناح‌ها تن بدهند، ماشین جنگی و جنگ‌جویان شان راضی نشوند، به همین خاطر فکر می‌کنم که همان طوری که در سوال شما آمد به تهاجم استراتژیک روی بیاورند. رهبران طالبان اگر امروز به جنگ‌جویان شان بگویند که نه آنانی که در این ۲۰ سال با حکومت کار کرده اند «کافر» نیستند و باید قدرت با آنان شریک شود، جنگ‌جویان عادی خود را از دست می‌دهند و ترس رهبران طالبان این است که این جنگ‌جویان با داعش یک‌جا شوند. طالبان هم‌چنان فکر می‌کنند که پراکنده‌گی سیاسی در حکومت افغانستان و نبود اجماع سیاسی و کشمکش‌ها به بدنۀ نیروهای امنیتی انتقال کند. احتمال تشدید حملات خودی در صفوف نیروهای امنیتی ما هم بیشتر است. اما عقیدۀ من این است که شکست نظامی ما نتیجۀ شکست سیاسی ما خواهد بود. اگر اجماع سیاسی شکل بگیرد و همه سیاسیون ما یک‌جا با حکومت وعالمان دینی مردم افغانستان را بسیج بسازند، شکست نظامی نمی‌آید ولی رییس‌جمهور در ایجاد اجماع سیاسی ناکام مانده است. با ختم خروج نیروهای خارجی، تحرکات طالبان در جنوب تشدید می‌شود.

نوروز: در سال ۱۹۸۹ تلاش شد که جلال‌آباد تسخیر شود البته پس از خروج روس‌ها، حال چه فکر می‌کنید که کدام شهر مورد حمله قرار خواهد گرفت، قندهار یا جای دیگر؟

 نبیل: متاسفانه طالبان از تمام قول‌اردوهای ما و امکانات آن معلومات دارند، از ضعف‌ها و نقاط قوت هر قول اردو با خبر هستند. هم‌زمان ممکن در چند جای حمله کنند تا قوت ما را پراکنده کنند. مثلا در ولایات شمال‌شرقی به کندز زیاد فشار وارد می‌کنند. به بدخشان هم فشار بیشتر وارد خواهد شد. معلومات دارم که از راه نورستان طالبان در شمال اکمالات می‌کنند. شهر لشکرگاه را طالبان مورد حمله قرار خواهند داد و تلاش خواهند کرد که دهات اطرافش را بگیرند. به فاریاب هم حمله خواهند کرد، اما فکر می‌کنم که برای تسخیر قندهار حمله نکنند بلکه برای محاصرۀ کامل آن برنامه دارند. فاریاب همیشه دروازۀ شمال بوده است و احتمال آن زیاد است که از چهار طرف به میمنه حمله کنند. رویای طالبان این است که قندهار را به طور مسالمت‌آمیز تسخیر کنند. تا جایی که من معلومات دارم رهبران طالبان که بیشتر قندهاری هستند، می‌خواهند که قندهار تخریب نشود و برنامۀ شان این است که آن شهر را به طور مسالمت‌آمیز در یک معامله بگیرند و نمونۀ حکومت طالبانی را آن‌جا بسازند. ولی برنامه‌های جنگی طالبان همان طوری که گفتم وقتی کامیاب می‌شود که ما اجماع سیاسی نداشته باشیم و اختلاف سیاسی داشته باشیم و رییس‌جمهور فعلی ارادۀ ایجاد اجماع سیاسی نداشته باشد، اگر حکومت و سیاسیون ما هماهنگ باشند، طالبان در جنگ کامیاب نمی‌شود.

نوروز: در سال ۱۹۸۹ حکومت وقت بیشتر ولایات‌های آسیب‌پذیر را پس از خروج روس‌ها تخلیه کرد، حال چه فکر می‌کنید که نیروهای امنیتی و دفاعی به این اقدام متوسل خواهند شد؟

نبیل: سال گذشته در ماه اپریل یک برنامۀ امنیتی ترتیب کردم و آن را به رییس‌جمهور کنونی توضیح دادم. به او گفتم که امریکا خارج می‌شود ولی طالب به جنگ ادامه می‌دهد و صلح نمی‌کند و باید برای این وضعیت برنامه وجود داشته باشد. در آن وقت گفتم که در تعبیۀ قوت‌ها باید تجدید نظر شود. اردوی ما نمی‌تواند که همزمان سراسر کشور را کنترل کند و در همه جا بجنگد. در طرح امنیتی من ولسوالی‌های افغانستان به شش بخش و در ذیل دو کتگوری کلان تقسیم شده است:

کتگورى (الف)
١- ولسوالى‌هاى اقمار شهر هاى بزرگ
٢- ولسوالى‌هاى سرحدى آسیب‌پذیر
٣- ولسوالى‌هاى که شاهراه‌هاى اقتصادى از آن عبور می‌کند
۴- ولسوالى‌هایی که داراى معادن هستند
۵-ولسوالى‌هایی که بعضى تاسیسات مهم در آن قرار دارد

در این پنج رده بندى که ساحۀ جغرافیایى کمتر و نفوس بیشتر را دارا می‌باشد اردوى ملى تعبیه گردد، حکومت‌دارى و دیگر مسایل انکشافى تمرکز یابد و  در راس  ولایاتی که این ولسوالی‌ها قرار دارد افراد داراى تجربۀ نظامى و مردم‌دارى قرار گیرند، در ولایات و ولسوالى‌هاى آسیپ‌پذیر سرحدى افراد و اشخاص داراى تجارب استخباراتى قرار گیرند.

کتگورى (ب)

۶- ولسوالى هایی که در پنج ردۀ بالا قرار ندارد و ساحات وسیع با نفوس کم را احتوا می‌نماید و به دلیل نداشتن مزایاى اقتصادى و مصوونیت شغلى پنج ردۀ فوق الذکر، بیشتر به بانک استخدام طالبان تبدیل شده اند، امنیت آن در مقابل پول به مردم سپرده شود و در ضمن آن، تخصیص بودجۀ اضطرارى براى پروژه‌هاى زود ثمر و کاریابى مثلا یک میلیون دالر براى هر ولسوالى کتگوری (ب) تدارک دیده شود.

پس از  تطبیق پلان در ولسوالى‌هاى کتگورى (الف) یا پنج ردۀ اولى، بعد از تحلیل وضعیت، همین پلان در کتگورى (ب)  تطبیق گردد. منظورم ملیشه‌سازی نیست، بلکه بومی‌سازی امنیت است تا مردم محل خود امنیت بگیرند و دولت امکانات لجستیکی و معاش را فراهم سازد.

  در آخرین جلسۀ شورای امنیت ملی که در بامیان برگزارشده بود چیزی شبیه طرح من مورد بحث قرار گرفت و تا جایی که خبر دارم، کار تطبیق آن را هم شروع کرده اند، اما ناقص. نظر من این بود که کارمندان سابق استخبارات باید در مناطقی که شرایط اجازه می‌دهد، ولسوالی و والی تعیین شوند. آنان هم مردم‌داری کرده می‌توانند، هم راه‌های عبور و مرور طالبان را بلد هستند، هم کار استخباراتی کرده می‌توانند. از طرف دیگر نظرم این است که در ولسوالی‌های کتگوری اول یک نظامی در راس کار باشد تا هماهنگی ایجاد کند و همه از او اطاعت کنند. این اقدامات طالب را از خیالی که به زور گرفته می‌تواند، منصرف خواهد ساخت. اردوی ما خیلی شجاع است. اما اگر ماهی از سرگنده شد و پراکنده‌گی سیاسی عمیق شد، شکست نظامی خواهد آمد.

رحمت‌الله نبیل در ملاقات‌های داکتر عبدالله رییس شورای عالی مصالحه با زلمی خلیل‌زاد نمایندۀ ویژۀ امریکا برای صلح افغانستان همیشه شرکت می‌کند.

نوروز: وزارت دفاع امریکا احتمال حمایت هوایی از نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان را پس از خروج هم رد نکرده است چه فکر می‌کنید که آیا پاکستان مثل جنگ جلال‌آباد در سال ۱۹۸۹ از تهاجم استراتژیک به شهرهای افغانستان حمایت خواهد کرد؟

نبیل: در مورد حمایت هوایی امریکا پس از خروج شک دارم، احتمالش را رد نمی‌کنم ولی شک دارم. منطقه بر علاوۀ امریکا به این نتیجه رسیده اند که در افغانستان باید صلح بیاید. کشورهای منطقه نمی‌خواهد که افغانستان دوباره به یک بحران غیر قابل کنترل برود. بخاطری که تاثیرات این بحران روی کشورهای منطقه بیشتر خواهد بود. روی قیمت صلح توافق وجود ندارد. امریکایی‌ها می‌خواهند که یک روند صلح شکل بگیرد که بگویند صلح را آوردند و پایه‌داری این صلح چندان برای شان اهمیت ندارد. روسیه از خلای قدرت در افغانستان هراس دارد. روسیه اگر مطمین باشد که طالب سراسر افغانستان را کنترل کرده می‌تواند از آن حمایت می‌کند ولی مسکو به این نتیجه رسیده است که طالب کل افغانستان را کنترل کرده نمی‌تواند و بحران سبب خواهد شد که گروه‌های جهادیستی آسیای میانه از آن بهره‌برداری کنند. پاکستان می‌خواهد به عمق استراتژیک خود از راه صلح برسد. ماشین جنگی طالبان در دست پاکستان است نه قطر. پاکستان برخی از سران سیاسی جبهۀ متحد سابق مراودۀ خود را افزایش داده است و به آنان می‌گویند که با طالبان حکومت مشترک بسازند. از دید پاکستان، مناطق پشتون‌نشین ما حوزۀ نفوذ طالب است و در شمال جزایر خورد و کوچک قدرت که باید حکومت مشترک تشکیل دهند و اسلام‌آباد در نقش برادر کلان روابط عناصر تشکیل‌دهندۀ این حکومت مشترک را شکل دهد و بین آنان میان‌جی باشد که تحقق سیاست عمق استراژیک است. به همین دلیل فکر نمی‌کنم که پاکستان خلای قدرت را ترجیح دهد و به شیوه‌یی که در جنگ جلال‌آباد دخیل شد، حالا هم دخیل شود. می‌خواهند از راه معامله با امریکا و صلح به عمق استراتژیک شان دست یابند.

نوروز: گزارش‌های در روزهای اخیر نشر شده است که نشان می‌دهد مذاکرۀ طالبان پاکستانی و اردوی آن کشور شکست خورده است، طالبان پاکستانی دوباره منسجم شده اند و حملات آنان به اهداف پاکستانی بیشتر شده است، چقدر این موضوع روی پالیسی پاکستان در مورد افغانستان تاثیر دارد؟

نبیل: اگر در داخل افغانستان خلا به وجود بیاید، هر نیرویی یک جغرافیا را می‌گیرد و شکی نیست که مشکل برای پاکستان هم به وجود می‌آید. دروازه و سیم‌ خارداری که پاکستان روی دیورند ساخته دلیلش این است که کسی از این طرف به آن‌سو نرود. ولی تبلیغاتی که این روزها می شود که گویا تحریک طالبان پاکستانی منسجم و تقویت شده اند، هدفش بیشتر چیز دیگر است. فکر می‌کنم که دستگاه‌های استخباراتی پاکستان می‌خواهند جنبش حفاظت از زنده‌گی پشتون‌ها به رهبری منظور پشتین را با تحریک طالبان پاکستانی مهار کنند. برای تقویت تحریک طالبان پاکستانی زمینه‌سازی می‌شود تا توسط آن جنبش حفاظت از زنده‌گی پشتون‌ها/ جنبش مصوونیت پشتون‌ها زده شود. پاکستان همیشه از تروریسم برای سرکوب نارضایتی پشتون‌ها استفاده کرده است. ولی تردیدی نیست که همان طوری که پاکستان در گروه‌های تروریستی نفوذ دارد، این گروه‌ها هم در ساختار امنیتی پاکستان نفوذ دارند و به آن کشور مشکل ایجاد کرده می‌توانند.

نوروز: گفتید که اگر اجماع سیاسی بیاید شکست نظامی منتفی می‌شود، با یقینی شدن خروج امریکا دیده می‌شود که روابط برخی از سیاست‌مداران با رییس‌جمهور کنونی بهتر شده است ایتلاف ایجاد شده، فکر نمی‌کنید که دامنۀ ایتلاف ارگ با سیاست‌مداران گسترده شود در آینده و آنچه که شما اجماع می‌گویید به وجود بیاید؟

نبیل: این طور است که این ایتلاف‌ها ریشه ندارد. رییس‌جمهور اگر اراده می‌‌داشت فردای همان روزی که بایدن خروج غیر مشروط را اعلام کرده بود تمام سیاست‌مداران مثلا ۱۰۰ یا ۱۵۰ نفر را به ارگ می‌خواست و می‌گفت که ما دوباره مالک وطن خود شدیم، مشکلات بین ما و شما بود، گذشته را صلوات از همین لحظه باید کار مشترک کنیم و تمام خواست‌های تان را در چارچوب قانون قبول دارم. و بعد باید کابینۀ خود را ترمیم می‌کرد و کدرهای همه اقوام را می‌آورد به کابینه، هیچ یک از رهبران سیاسی به طالب خوش نیست، در دوسال گذشته نشست و برخاست با طالب داشتند که من در وقتش از آنان انتقاد کردم و دور زدن نظام را محکوم کردم ولی نشست آخر مسکو یک درس بزرگ بود. آنان از نشست آخر مسکو درس گرفتند و دیدند که طالب تغییر نکرده است و همان چیزی که قبلا بود حالا هم است. به شکلی که فعلا کار جریان دارد، اجماع پایه‌دار ایجاد نمی‌شود. استاد محقق را در پهلوی خود آورد، در چند ماه یک‌بار ملاقاتش می‌کند و برخورد تاکتیکی با او دارد، این راه حل نیست. وقتی همه سیاست‌مداران بسیج شوند و به معنای واقعی آن در پهلوی ارگ قرار داده شوند پشتوانۀ لازم سیاسی و اجتماعی برای نیروهای امنیتی به میان می‌آید و روحیۀ شان تقویت می‌شود. ولی اگر بازی‌های کوچک ادامه یابد و مشکلاتی مثل جنجال فاریاب خلق شود، ریخت و پاش سیاسی بیشتر می‌شود. من نگران ناکامی نظامیان ما نیستم، نگران شکست و ریخت سیاسی هستم. همین حالا فرصت اجماع‌سازی است اگر رییس‌جمهور اراده داشته باشد.

نوروز: سپاس از شما

به اشتراک بگذارید:

به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی email

مطالب مرتبط

مقاومت مردمی در مقابل طالبان؛ چالش‌ها و فرصت‌ها

برخی بر این باورند که گروه‌های مردمی به همان اندازه که به مثابه‌ی یک فرصت هستند، به همان اندازه می‌توانند مشکل‌ساز نیز باشند. در این برنامه به بررسی چالش‌ها و فرصت‌های  مقاومت مردمی در مقابل طالبان پرداخته شده است.

ملاقات مقامات هندی با طالبان؛ آیا سیاست هند در قبال طالبان تغییر کرده است؟

در این برنامه، با حضور مصطفی مدثر، کارشناس روابط بین‌الملل و استاد دانشگاه، به بررسی این سوال پرداخته شده که ملاقات مقامات هندی با طالبان چه معنا و پیامی می‌تواند داشته باشد؟ آیا رویکرد هند به طالبان تغییر کرده است؟ آیا هند با طالبان به توافق خواهد رسید؟