Category: اندیشکده

به یاد زرتشت و به مناسبت زادروز او

امروز اگر گوشی برای شنیدن مانده باشد، می‌توان از زبان او باز شنید: «کدام راستی را برمی‌گزینی؟ و راهت به کدام‌سو خواهد بود؟»
در مورد زادگاه زرتشت، روایت‌ها بسیار و اجماع اندک است. تاریخ در برابر او سکوت پر ابهامی دارد. آن‌چنان‌که افسانه و حقیقت در هم تنیده‌اند و یافتن قطعیت دشوار شده است. با آن هم آنچه می‌شود دید، کوه‌های شرقیِ فلات ایران، میان بلخ و ری است. سرزمینی که روزگاری «آریانا» خوانده می‌شد و امروز در مرزهای ایران، افغانستان و فرارود پراکنده است.

ده چالش اساسی در برابر شکل گیری محور آسیایی

این محور از ظرفیت خوب نظامی، اقتصادی، سیاسی برخورد دار است و جغرافیا و ژئوپولیتیک وسیعی را در اختیار دارد. مجهز با تسلیحات هسته یی، قدرت اقتصادی قابل توجه و جایگزین احتمالی برای آینده نظم بین الملل است. از این میان چین و روسیه دو قدرت نظامی و اقتصادی ای هستند که همزمان عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد هستند و در برابر سیاست های امریکا، از قدرت وتو کار می گیرند. من در این نوشته به ده چالش اساسی در برابر کارایی بهتر و بیشتر این محور اشاراتی خواهم داشت که احتمالا اگر به این چالش ها رسیدگی نشود، ممکن این محور از هم بپاشد و در شکل دهی یک نظم پسا گذار، ناکام شود.

پاکستان و سرمایۀ استراتیژیک حقانی ها

خلیفه حقانی در بر آورد های پاکستان و برنامه های فرامنطقه، گزینۀ بی بدیلی است. حقانی ها از مدت زیادی در خدمت منافع پاکستان بوده اند و با برنامه های امریکا، همنوا حرکت کرده اند. این به این معنی نیست که سایر شاخه های طالبان، مستثنی از این قاعده هستند. نه؛ همه ی طالبان و سایر گروه های سیاسی و جهادی که در جریان بیش از چهار دهه در افغانستان به منصه حضور سیاسی رسیدند، در خدمت اهداف و منافع استعماری بوده اند.  پس به این حساب، هیچ استثنای وجود ندارد.

محور آسیایی، امریکا و مسئله افغانستان

اما محور آسیایی چه راهی در پیش دارد؟ این محور تنها در صورت اتحاد استراتیژیک و با اتکا به نیاز های فوری امنیتی، اقتصادی و ژئوپولیتیک، می تواند از ظرفیت این اتحاد راهبردی، روحیه امریکا ستیزی و امکانات موجود در فضای ملتهب امنیتی و سیاسی جهان، به نفع خودش بهره ببرد. در حالیکه امریکا با مدنظرداشت این نیت محور آسیایی، به شدت در تلاش محدود ساختن تمام بستر ها و زمینه های است که بتواند محور آسیایی را در رسیدن به این هدف راهبردی کمک کند.

بهار، زنی‌ست که دیگر نمی‌خندد

نوروز زمانی شکوهی داشت. مردمان، با خانه‌تکانی دل و خانه، با لباس نو، طنین موسیقی و عطر سبزه، به استقبالش می‌رفتند. کودکان در کوچه‌ها بازی می‌کردند، زنان سفره می‌آراستند، و همه در انتظار روزی نو، حالی نو و امیدی نو بودند. اما امروز، در افغانستانِ زیر سلطه‌ی نگاه خشک و تنگ‌نظرانه‌ی حاکمان سیاه‌اندیش، نوروز نه‌فقط دیگر جشنی ملی نیست، بلکه به جرم شادی، به جرم فرهنگ، به جرم گذشته، محکوم به فراموشی شده است.

نوروز؛ پیام امید از سوی خدا

با صدای نخستین اذان، من و برادرم بیدار می‌شدیم. نیمه‌خواب، حنای سرخ و خوشبوی دستانم را نگاه می‌کردم و لبخند می‌زدم. آفتاب که طلوع می‌کرد، لباس نو به تن می‌کردم، خواهر بزرگم موهایم را می‌بافت و قیتک‌های شاپرکی به آن می‌زد. صبح زود، همراه پدر به کارته سخی می‌رفتیم، برای شرکت در مراسم جهنده بالا. گنبدهای آبی، کبوتران سفید و شورنخودهای داغ؛ بهترین تصویرهای نوروزی کودکی‌ام بودند. برادرم عاشق توپ‌های رنگی بود و من دل‌باخته‌ی عروسک‌های موی‌زرد. دختران صف می‌کشیدند تا فروشندگان ماهر، چوری‌ها را بر دست‌شان بزنند؛ حتی ازدحام جمعیت هم از لذت این مراسم کم نمی‌کرد.

در جستجوی بهار؛ روایت نوروز در افغانستان

میله‌ی گل سرخ، از قدیمی‌ترین و باشکوه‌ترین جشن‌های نوروزی افغانستان است که هر سال در شهر مزار شریف برگزار می‌شود. این جشن که ریشه در تاریخ کهن سرزمین ما دارد، با مراسم برافراشتن «جهنده‌ی سخی» در حرم حضرت علی (ع)، میلیون‌ها نفر را از سراسر کشور و حتی خارج از آن گرد هم می‌آورد. مردم باور دارند که این پرچم، نماد برکت، خوش‌یمنی و آغاز سالی پر از صلح و خیر است. هزاران زائر، روزها پیش از نوروز راهی مزار می‌شوند تا در این آیین حضور داشته باشند.

تجلیل پررنگ مردم از نوروز در سایه‌ی ممنوعیت

در این روزِ پربرکت، مردم هزاره رسم و رواج‌های ویژه‌ای دارند. یکی از پرشکوه‌ترین آن‌ها، سفر به مزار شریف برای تماشای گل سرخ و شرکت در مراسم برافراشتن بیرق سخی است. از گوشه و کنار افغانستان و حتی خارج از کشور، مردم برای دیدن این میله‌ی باعظمت گرد هم می‌آیند. باور دارند که اگر بیرق سخی بدون مشکل و کاملاً راست برافراشته شود، سال پیش‌رو پر از آرامش و امنیت خواهد بود. اما اگر در هنگام بلند شدن بیرق مشکلی پیش آید، مردم آن را نشانه‌ی دشواری‌های سال پیش‌رو می‌دانند. حضور در این جشن، جلوه‌ای از وحدت و همبستگی مردم هزاره است که با ایمان و علاقه، به آیین‌های خود پایبند مانده‌اند.

نوروز، جشن زایش دوباره و ایستادگی حافظه

در افغانستان، نوروز همواره در میانه‌ی کشاکش‌های فکری، مذهبی و سیاسی، جایگاه ویژه‌ای داشته است. برخی، این جشن را برخاسته از باورها و فرهنگ‌های پیش از اسلام می‌دانند و تلاش کرده‌اند آن را کمرنگ و فراموش‌شده جلوه دهند؛ با این‌حال، نوروز، فراتر از بحث‌های دینی و سیاسی، با زندگی مردم گره خورده. آیینی که در دل رنج و سال‌های سنگین جنگ، تبعید، و سانسور، باز هم زنده مانده و نسل به نسل، در حافظه‌ی جمعی این سرزمین حفظ شده است.

نگاهی به جشن نوروز در زیر سایه‌ی حاکمیت طالبان

امسال، در آستانه‌ی چهارمین نوروز در سایه‌ی حاکمیت طالبان، این جشن باستانی و فرهنگی با محدودیت‌های گسترده‌ای روبه‌رو است. طالبان که دیدگاه افراطی به رسوم ملی دارند، برگزاری نوروز را یک مراسم غیرشرعی تلقی می‌کنند و با آن برخورد خصمانه دارند. آن‌ها با سرکوب و خشونت علیه مردم، دشمنی آشکارشان را با فرهنگ، رسوم ملی و تمدن باستانی این سرزمین به نمایش گذاشته‌اند.

وقتی نوروز تغییر کرد؛ روایت یک مهاجر

اما آن نوروز حال‌وهوای دیگری داشت. حتی چهل روز هم از بیست‌ودوم بهمن نگذشته بود. چون مدارس در پاییز ۱۳۵۷ خیلی زود تعطیل شده و تازه باز شده بودند، وزارت آموزش‌وپرورشِ دولت موقت تصمیم گرفت تعطیلات نوروزی بیشتر از چهار یا پنج روز نباشد، نه سیزده روز همیشگی. من که یک کودک هشت‌ساله بودم، مثل بسیاری از بچه‌ها از این تصمیم خوشحال نبودم. اما شعار آن عید—«در بهار آزادی، جای شهدا خالی»—مدام از رادیو و تلویزیون پخش می‌شد و مجلات پر بود از عکس‌های لاله‌های سرخ.

سفره‌ی نوروز، قصه‌ی هزارساله‌ی بدخشان

اولین روز بهار، یعنی نخستین روز ماه حمل، به عنوان نوروز جشن گرفته می‌شود. «نوروز» به معنای «روز نو» یا آغاز سال جدید است و هم‌زمان با اعتدال بهاری فرامی‌رسد، زمانی که طول روز و شب برابر می‌شود. نوروز در فرهنگ زردشتی و اساطیر ایران باستان جایگاه ویژه‌ای دارد و گفته می‌شود جمشید، پادشاه اسطوره‌ای ایران، آن را بنیان نهاده است.