نوروز؛ نشانی از خانه در سرزمین بیگانه

مریم امیری

نوروز، واژه‌ای زیبا و پرطنین، نه فقط نام یک جشن کهن، بلکه نمادی از زندگی، امید و تولدی دوباره است. برای من، نوروز همیشه با خاطراتی ناب و لحظاتی تکرارنشدنی همراه بوده است. هر سال، با نزدیک شدن به این روزهای بهاری، قلبم پر از شور و هیجان می‌شود. نوروز برای من تنها تغییر یک تاریخ نیست، بلکه فرصتی است برای بازآفرینی امیدها، رویاها و ساختن قصه‌هایی تازه که زندگی به ما هدیه می‌دهد.

یکی از زیباترین رسم‌های نوروز، نوشتن آرزوها و برنامه‌های سال جدید است. هر سال دفترچه‌ای برمی‌دارم و با دلی سرشار از امید، تک‌تک اهدافم را می‌نویسم و به خودم قول می‌دهم که برای رسیدن به آن‌ها تلاش کنم. نوروز برای من نه فقط آغاز یک سال، که تولدی دوباره است؛ فرصتی که زندگی به ما می‌دهد تا قصه‌ای نو بنویسیم. این لحظه‌ها، چون نقاشی‌هایی هستند که با رنگ‌های امید و آرزو، صفحه‌ی سفید سال جدید را رنگ می‌زنند.

اما هیچ نوروزی به اندازه‌ی نوروز چهار سال پیش برای من خاص و فراموش‌نشدنی نبود. آن سال، همه‌چیز رنگ و بوی دیگری داشت. با رسیدن روزهای آخر سال، انگار زمین و زمان برای ورود به بهار آماده می‌شدند. هوا گرم‌تر شده بود، کوچه‌ها و خیابان‌ها از جنب‌وجوش مردم پر می‌شد، صدای خنده‌ی کودکانی که لباس نو پوشیده بودند، در گوشه‌وکنار شهر می‌پیچید. طبیعت هم لباس تازه‌ای بر تن کرده بود؛ درختان سبز شده بودند و شکوفه‌های کوچک، بشارت یک بهار دل‌انگیز را می‌دادند.

آن نوروز، خانه‌ی ما پر از شادی بود. همه کنار هم، با دل‌هایی شاد و لب‌هایی خندان، جشن می‌گرفتیم. سفره‌ی هفت‌سین با دقت و عشق چیده شده بود: سبزه نشانی از زندگی دوباره، سیب نماد سلامت، سیر و سنجد و سماق، هرکدام با معنایی عمیق، کنار هم نشسته بودند. و میان همه‌ی این‌ها، چهره‌ی عزیزانی که دور سفره نشسته بودند، زیباترین تصویری بود که در ذهنم ثبت شد. این لحظات، چون گنجینه‌هایی گران‌بها، در قلبم جاودانه شدند.

خانه‌تکانی هم یکی از رسم‌هایی بود که با اشتیاق انجام می‌دادیم. اما این تنها پاک کردن گرد و غبار خانه نبود، انگار گرد و غبار دل‌هایمان را هم می‌تکاندیم، غصه‌ها را از گوشه‌ی ذهنمان می‌روبییدیم و خود را برای شروعی تازه آماده می‌کردیم. این کار، شبیه مراسمی معنوی بود که به ما یادآوری می‌کرد: زندگی همیشه فرصتی برای آغاز دوباره است.

نوروز یعنی با قلبی سبک پا به سالی تازه گذاشتن. یکی از بخش‌های شیرین نوروز، دید و بازدیدها بود. آن سال، خانه‌های اقوام و دوستان پر از خنده و شادی بود. چهره‌هایی که با محبت یکدیگر را در آغوش می‌کشیدند، کلماتی که با مهر جاری می‌شدند، و بوی خوش عیدی‌های تازه، همه آن لحظات را درخشان‌تر می‌کرد. این لحظات، چون شعله‌های کوچک، گرمای عشق و محبت را به دل‌ها می‌بخشیدند.

اما آن نوروزها تکرار نشدند. چهار سال گذشته و همه‌چیز تغییر کرده. مهاجرت ما را از هم دور کرده، عزیزانی که کنارمان بودند، دیگر نیستند. امسال، وقتی نوروز از راه می‌رسد، خانه‌ی ما دیگر مثل قبل پر از مهمان و خنده نخواهد بود. کسی شوقی برای چیدن سفره‌ی هفت‌سین ندارد، دیگر کسی با هیجان از لباس‌های نو حرف نمی‌زند. این تغییرات، چون ابرهایی تیره بر آسمان زندگی‌مان سایه انداخته‌اند.

چه زود همه‌چیز به خاطره تبدیل می‌شود. حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، با تمام وجود درک می‌کنم که باید قدر لحظه‌هایی را که داریم، بدانیم. نوروز تنها یک جشن نیست؛ فرصتی است برای دوست داشتن، برای کنار هم بودن، برای ساختن خاطراتی که بعدها گرمای دل‌هایمان می‌شوند. این خاطرات، مانند ستاره‌هایی هستند که در شب‌های تاریک، راه را به ما نشان می‌دهند.

امسال، برای خودم قولی تازه داده‌ام. قول داده‌ام سال جدید را با امید آغاز کنم، با عشق زندگی کنم و با دلی آرام به آینده نگاه کنم. می‌دانم که هیچ چیز در این دنیا ثابت نمی‌ماند؛ آدم‌ها می‌آیند و می‌روند، روزهای سخت و آسان پشت سر هم می‌گذرند. اما مهم این است که در هر شرایطی، رویاهایمان را فراموش نکنیم. این رویاها، چون چراغ‌هایی، راه را در تاریکی روشن می‌کنند.

سال جدید، صفحه‌ای سفید است و من می‌خواهم آن را با رنگ‌های امید و تلاش، رنگ بزنم. نوروز یعنی زندگی، یعنی حرکت، یعنی پذیرفتن تغییرات و همراه شدن با آن‌ها. امسال، نوروز را با دلی روشن‌تر از همیشه آغاز می‌کنم؛ حتی اگر کنار عزیزانم نباشم، حتی اگر دلتنگی سایه بیفکند، اما می‌دانم که بهار همیشه راه خود را پیدا می‌کند. این امید، چون رودی جاری است که هرگز نمی‌خشکد.

سال نو را به همه‌ی مردم سرزمینم تبریک می‌گویم. امیدوارم این سال، پر از شادی، سلامتی و موفقیت برای همگان باشد. نوروز، این جشن زیبا و پررمزوراز، به ما یادآوری می‌کند که زندگی همیشه فرصتی برای شروع دوباره است. بیایید با قلبی پر از امید و عشق، به استقبال سال نو برویم و خاطراتی زیبا و ماندگار بیافرینیم؛ خاطراتی که چون گنجینه‌هایی، در قلب‌هایمان جاودانه می‌مانند و ما را به سوی نور و روشنایی هدایت می‌کنند.


Notice: Undefined offset: 0 in /home/radionowrrr/public_html/wp-content/themes/nrfaizi/single.php on line 336

Notice: Trying to get property 'term_id' of non-object in /home/radionowrrr/public_html/wp-content/themes/nrfaizi/single.php on line 336