« تمام مردم افغانستان را دوست دارم، در ولایت کابل به دنیا آمدم، در کوهدامن کابل بزرگ شدم و در زمان درس و تعلیم خود سفرهای به چندین ولایت کشور داشتم؛ ولی هراتیان را از دل و جان دوست دارم، عکسهای که از تاریخ و فرهنگ هراتیان در شبکههای اجمتاعی نشر میکنم، در پایانش مینویسم، هرات را دوست دارم، هراتیان را بیشتر دوست دارم.»
سخنان بالا از ایشور داس یکی از فرهنگیان هندو باور کشور است، فعالیتهای فرهنگی این شخص را در شبکههای اجمتاعی دیدم که دست به پخش نشر تصاویر میزند که قدامت آنها بالای صد سال است. شماری از شهروندان کشور با دیدن این تصاویر که توسط این هندوباور کشور پخش میشود، همیشه این سوال را میپرسد که آقای ایشور داس این تصاویر را از کجا پیدا میکند. او در گفتوگو با رادیو نوروز انگیزه و دلیل پخش و نشر این تصاویر را پاسداری از تاریخ کهن کشورش میگوید، به گفتۀ او نسل جوان افغانستان بیشتر از کتابهای تاریخ به این تصاویر نیاز دارند؛ زیرا تصویر برای بیننده و مخاطب عامفهمتر و پسندیدهتر است. آقای اشور داس افزود از این که یک شخص یک زمان طولانی را برای خواندن مقالۀ 10 الی 15 صفحهیی بگذراند، میتواند به این تصاویر ببیند و خوبتر و واضحتر از رویش، تاریخ و فرهنگ کشور خود را درک کند.
از ایشور داس پرسیدم این تصاویر را از کجا پیدا کرده که تا کنون کمتر کسی در کشور پیدا میشود که این تصاویر را دیده باشد؟ او در پاسخ به این پرسشم گفت که بیشتر این تصاویر را از زمانی با خود دارد که مهاجرتهای اجباری هندوباوران در کشور شروع شد و بعضی دیگری این تصاویر را دوستان نزدیکاش به او میسپارند تا به نشر برساند. به باور او این تصاویر نشان دهنده و بیانگر تاریخ سرزمین ما است، ایشور داس بیشتر این تصاویر را زمانی که مجبور به ترک کشور شد به قسم کتاب و مجله به خارج از کشور انتقال داده است. تعداد زیاد از این تصاویر که از مجلههای صد سال و یا کمتر از صد سال پیش افغانستان گرفته میشود، به دلایل گونان خراب و پاره شده است که آقای اشور داس ساعتها و روزها روی این تصاویر کار میکند تا چملکی و بریدگی شان را از بین برده و قابل نشر سازد.
پخش و نشر این تصاویر در قالب یک کتاب از آرزوهای دیرینۀ ایشور داس است، او از هزینۀ بالای این کار سخن میگوید و در انتظار یک نهاد دولتی و یا خصوصی است که مصارف چاپ این کتاب را بدهد. تبصرههای که در پایین تصاویری که توسط آقای داس منتشر میشود، جذاب و خواندنی است؛از همینرو شماری زیاد از شهروندان کشور این کار آقای داس را میستایند و او را تشویق میکند. ایشور داس کارهای انجام داده توسط خودش را یک کار خوب در راستای انتقال فرهنگ و تاریخ گذشته می¬داند و این کار را وقع نگاری توسط عکس مینامند. ایشور داس با انتقاد از تعدادی زیاد از تاریخ نگاران کشور میگوید که کتابهای که در زمینۀ تاریخ در افغانستان نوشته شده است، تاریخ واقعی افغانستان نیست، به باور او شماری زیادی از تاریخ نگاران کشور حقیقت را نوشته نکرده اند.
ایشور داس تاریخ هندوان کشور را تاریخ پیش از اسلام افغانستان دانسته و میگوید هنوز افغانستان پیرو دین اسلام نشده بود و مردم هندویی، بودایی و زردشتی بودند. دیوارهای بالای کوه آسمایی و شیردروازۀ کابل را آقای داس نتیجۀ عرقریزی و زحمات هندوان افغانستان میگوید. به باور وی شمار زیادی از مناطق افغانستان که نام و آثار بودایی داشت، پس از اسلام شدن کشور آهسته آهسته یا از بین رفت و یا نام این مناطق را تبدیل کردند. ایشور داس، از مسجد مستوفی هرات یادآوری میکند که در زمان پادشاهی عبدالرحمن خان توسط راب چن کپور مستوفی آن زمان هرات ساخته شده است. گذر هندوها و قلعه هندوها از دیگر مکانهای است که به گفته ایشور داس در هرات وجود داشته و کمکم به مرور زمان از بین رفته و حال دیگر این چنین مکانهایی در هرات وجود دارد.
او در کنار این گفتههایش نام ولایت هرات و بلخ را واژههای هندویی میداند، ایشور داس، با اشاره به تاریخ هندوان میافزاید از زمان امیر شیرعلی خان به این طرف تعداد زیاد از هندوان در ارگانهای دولتی وظیفههای منشیگری داشتند. به گفتۀ او هندوان در آن زمان در کنار این وظایف در اردوی کشور نیز وظیفه اجرا میکردند و دوشادوش برادران مسلمان خود از میهن خود پاسداری میکردند و حتا تا رتبۀ جنرالی هم رسیدند. دوران صدارت شامحمودخان، هاشم خان و داوود خان را آقای ایشور داس برای هندوان افغانستان خیلی آزار دهنده توصیف میکند و میگوید آنان با تمام توان در برابر هندوان کشور ایستادند و ضدیت ورزیدند و از اردو و نظام کشور هندوان را راندند و در زمان صدارت آنان تعداد انگشت شماری از هندوان به حیث سرباز ساده خدمت میکردند.
ایشور داس، روی کار آمدن دهۀ دموکراسی و مردم سالاری را برای هندوها رضایت بخش گفته و افزود در این مرحله هندوها توانستند به دانشگاه راه پیدا کنند و فرصت آموزش و پرورش را به آنها دادند، و دروازه نهادهای دولتی چی ملکی چی نظامی به روی آنها باز شدند و هندوها توانستند یک نمایندۀ خود را در مجلس نمایندگان بفرستد. به باور او هندوها در زمان مجاهدین بدترین وضعیت را سپری کردند، ایشور داس گفت، زمان که مجاهدین در کشور روی کار آمد، مهاجرت اجباری هندوها و سیکهای افغانستان بیشتر شد و 99 فیصد هندوها در آن زمان مجبور به ترک افغانستان شدند. ایشور داس افزود، حوادث سالهای، 2018 و 2019 که در جلال آباد و کابل صورت گرفت، سبب شد 1200 خانوادۀ هند و سیک که در کابل و جلال آباد زندگی میکردند به هندوستان مهاجر شوند و اکنون تعداد این خانوادهها به 100 خانواده در این دو ولایت میرسند و افغانستان یک بخش عمدۀ از مردم بومی و دیرینۀ خود را از دست داده است.
در شب جشن نوروز قرار داریم، نوروز را از باور و عقیده هندوها از ایشور داس پرسیدم؟ ایشور داس، در پاسخ این پرسشم گفت، هندوهای افغانستان و هندوهای جهان دو مراسم روزه دارند، مراسم اول در بهار و مراسم دوم در خزان میآید، هندوها مراسم اول را به نام “نوراتیس” یاد میکنند و آن را در تمام خانهها و درمسالهای شان تجلیل میکنند. به گفتۀ ایشور داس، هندوها در یک ظرف سفالی جو کشت میکنند و بعد از چند روزی جو سبز میشود و این را به فال نیک میگیرند. او میگوید در زمان سابق زردشتیهای این مرز و بوم نوروز میگفتند ولی ما همین نوروز را “رو شب” میگفتیم، آنها گندم کشت میکردند، سمنک میساختند و هندوان جو کشت میکنند و سمنک میسازند.
آقای ایشور داس گفت به باور هندوان کاشتن گندم در اول سال نو بی حرمتی به خداوند است؛ از این خاطر ما جو کشت میکنیم. هفت میوه که در نوروز استفاده میشود را آقای داس متعلق به “نوراتیس” هندوها نیز میداند و میافزاید که در همین دو مراسم که یکی در اول بهار است دیگرش در فصل خزان، چیزی شبیه به هفت میوه غذای اصلی خانوادههای هندو است که روزه میگیرند و از هفت میوه استفاده میکنند. ایشور داس، بیان کرد که در جریان این دو مراسم خوردن دیگر غذاها به جز هفت میوه منع است و باید در 9 روز که همه هندوها روزهدار اند، فقط از هفت میوه استفاده کنند. آقای ایشور داس، در این گفتوگوی خود با رادیو نوروز، نوروز را همان “نوراتیس” هندوان میگوید و این جشن را قابل احترام و جشن زایش طبیعت خواند.
ایشور داس فرزند اوتم چندهون است، او درسال 1333 خورشیدی در شهر کابل دیده به جهان گشود و لیسانس خود را در سال 1358 هجری خورشیدی از انستیتوت ادارۀ صنعت به دست آورد. او اکنون در آلمان زندگی میکند و مصروف کار د در یکی از موسسههای آن کشور است.